تبليغاتX
تکسوار عشق
میخوام برات بمیـــــرم! برای اوّلین بار اجازه هم نگیرم !

 

 

زرد است که لبريز حقايق شده است تلخ است که با درد موافق شده است

 شاعر نشدي وگر نه مي فهميدي پاييز بهاري

است که عاشق شده است

  

 

 

 ای زیباترین دلیل زنده بودنم 

Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic

اگر يک روز فکر کردي نبودنِ يک کسي بهتر از بودنش هست...

چشمات را ببند و اون لحظه اي که او کنارت نباشه را به خاطر بياور.

 اگر چشمات خيس شد ..

بدون داري به خودت دروغ مي گي وهنوز دوستش داري....!؟

If I Know What LOVE Is

 It's Because Of YOU

من از قصه زندگي ام نمي ترسم من از بي تو بودن به ياد تو

 زيستن و تنها از خاطرات گذشته تغذيه کردن مي ترسم.

+ نوشته شده در  Mon 23 Oct 2006ساعت 8:39 قبل از ظهر  توسط رخساره  | 

 

                  

از عشق تو ديوونگي هم عالميه

آره از عشق تو مردن داره

ميشه از عشق تو مرد و

ديگه از دست همه راحت شد

ميشه از عشق تو مرد و
 
ديگه از دست تو هم راحت شد

آره

از عشق تو ديوونگي هم عالميه

اگر از عشق ميشه قصه نوشت

ميشه از عشق تو گفت

 

  


+ نوشته شده در  Wed 12 Jul 2006ساعت 11:12 بعد از ظهر  توسط رخساره  | 

  

 

سخت است دل کندن

 سخت است فراموش کردن

 سخت است بي خيال شدن

 خودرا به آن راه زدن

 اين سختي تقاص سکوت است

 تقاص فاصله اي است که سکوت خالق آن است

 

 

 

 

+ نوشته شده در  Wed 12 Jul 2006ساعت 11:0 بعد از ظهر  توسط رخساره  | 

ya bahiyol abha_2 

Mount Carmel seen from Ben Gurion Street at Night.

هوالله 

 اي خدا تو شاهدي و گواهي که در دل و جان آرزوئي ندارم جز آنکه

به رضايت موفق گردم و به عبوديتت مويّد شوم. به خدمتت پردازم و

 در کرم عظيمت بکوشم و جان و دين در راهت فدا نمايم .  توئي دانا

توئي بينا. هيچ آرزوئي جز این  ندارم  که از محبّت سر به کوه و

صحرا  نهم وفرياد به ظهور ملکوتت نمايم وندايت را به جميع

 گوش ها برسانم . اي خدا این بيچاره را چاره ئي بخش و اين

 دردمند  را درماني  ده و اين مريض را علاجي عطا کن .  با قلبي

 سوزان و  چمشي گريان به درگاهت مناجات مي نمايم . اي خدا در

 سبيلت هربلائي را مهيّا هستم و هر صدمه اي را به جان و دل آرزو

 نمايم . اي خدا از امتحان محافظه نما. تو ميداني که از هر چيزي

گذشته ام و از هر فکري فارغ  شده ام . جز ذکر تو شغلي ندارم و

   جز  خدمتت آرزوئي نخواهم .

 

ع ع

The Shrine of the Bلb at Night

بنام گوينده توانا

 

 اي دوست در روضه

 قلب جز گل عشق مکار و از

 ذيل بلبل حب و شوق دست مدار . مصاحبت ابرار

 را غنيمت دان و از مرافقت اشرار

 دست و دل هر دو بردار.

 

 

+ نوشته شده در  Wed 12 Jul 2006ساعت 10:57 بعد از ظهر  توسط رخساره  | 

  

خدایا معجزه ای کن من هم به ایران

 

 خودم برگردم

A close-up image of a candle showing the wick and the various regions of the flame. Note the truncated wick being consumed at the lower-right edge of the flame.A close-up image of a candle showing the wick and the various regions of the flame. Note the truncated wick being consumed at the lower-right edge of the flame.

 

 امیدوارم که قسمت ما هم بشه که به کشورمون برگردیم ودوباره همه دورِهم باشیم

 به امید آن روز , روزها رو سپری میکنم....

         

            

          

   

* یک ذره از خاک ایران رو به هیچ کس نمیدم *

الان ساعت در ايران چند هست؟

 

+ نوشته شده در  Wed 12 Jul 2006ساعت 10:51 بعد از ظهر  توسط رخساره  | 

 

Eyde Rezvan_3

هوالله

 
ای خدای پر عطای ذوالمنن                     واقف جان و دل و اسرار من
 
در سحر ها مونس جانم توئی                  مطّلع بر سوز و حرمانم توئی
 
هر دلی پيوست با ذکرت دمی                    جز غم تو می نجويد محرمی
 
خون شود آن دل که بريان تو نيست            کور به چشمی که گريان تو نيست
 

در شبان تيره و تار ای قدير                        ياد تو در دل چو مصباح منير
 
از عناياتت به دل روحی بدم                           تا عدم گردد ز لطف تو قدم
 
در لياقت منگر و در قدر ها                          بنگر اندر فضل خود ای ذوالعطا
 
اين طيور بال و پر اشکسته را                      از کرم بال و پری احسان نما
 
ع ع
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  Wed 12 Jul 2006ساعت 10:49 بعد از ظهر  توسط رخساره  | 

 این به حقیقته

من نباشم کی تو رویا , موهاتو ناز میکنه؟

 کی با  بالای شکسته با  تو پرواز میکنه؟

راست بگو من نباشم اخمای پیشونیتو

  کی میاد دونه دونه با حوصله باز میکنه؟

  من نباشم کی می شینه تا سحر بالای سرت؟

  کی می یاد برداره اشکو از رو چشمای ترت؟

  من نباشم کی میاد ناز نگاتو می خره؟

   کی میاد دنبال تو , تو رو تا خورشید می بره؟

  من نباشم کی می گه همیشه حقا با توا؟

    واسه چشمای تو جون می ده پشت پنجره؟

   کی میخواد تورو مث من تو تموم زندگیت؟

   من نباشم کی بهت می گه بازم عاشقتم؟

   اگه حتی دلمو بشکنه و برنجونه

  من نباشم کی کلافت میکنه با سوالاش؟

    کی تو رو بهم می ریزه,با بیان خیالش؟

    ولی بی انصافیه,اینم بگم, من نباشم

       کی تو نامه جای اسمت ماهو میذاره بالاش؟

        من نباشم کی میاد انقدر برات دعا کنه؟

       هرچی برگردونی روتو,باز تورو صدا کنه

      من نباشم اگه حس کردی یکم غریب شدی

       از یه عاشق یا یه شمع سوخته بی نصیب شدی

       بنویس رو کاغذ و بده دس باد بیاره

     بنویس فقط تویی چون دیگه بی رقیب شدی

      من میام و با التماس بهت میگم دیگه بمون

     اگه پای کسی تو زندگی ما وا نشه

      می تونیم با هم بریم تا هفت تا شهر اسمون

       من نباشم بخدا قدر تو رو نمی دونن

       دوست دارن باهات بسازن ولی نمی تونن

       من میرم تا که نباشم ولی یه چیز رو بدون

        اونا هیچ کدومشون آخر باهات نمی مونن

     

 

 

+ نوشته شده در  Wed 12 Jul 2006ساعت 10:42 بعد از ظهر  توسط رخساره  | 

 
 
 برای گوش کردن به رادیو ابتدا آهنگ پائین را  stop کنید.
 
 
  
برای گوش کردن آهنگ ها روی عکس کلید کن
 
محمدرضا میرابراهیمی
              
 
 

آلبوم های زیبای سیاوش قمیشی عزیز

   
 
 
سیاوش شمس عزیز
 
  
 
کامران و هومن عزیز
 
 
 
شادمهر عزیز
 
    
  
ابی عزیز
 
      
 
  
 
شهاب تیام عزیز
 
 
  
 
 

 

+ نوشته شده در  Wed 12 Jul 2006ساعت 10:31 بعد از ظهر  توسط رخساره  | 

The Shrine of the Bلb.

اصول و تعاليم حضرت بهاءالله



حضرت بـهاءالله ما را بوحدانيّت پروردگار تعليم داده يعنی که خدا يکی است و اوست که پی در پی اراده خويش را در ظهور پيغمبران در هر زمان بر نوع انسان ظاهر ساخته است. و پيغمبران نيروى اصلى در تمدّن بشرى در طول تاريخ بوده‌اند. پيامبران آسمانى واسطهء بين خدا و خلق‌اند و با آنکه از يک منشآ براى تربيت و ترقى نوع بشر آمده‌اند، مردمان جهان اديان را بکلى جدا از يکديگر مىدانند ولى در نظر بهائيان مقصد جميع فرستادگان  يزدانى يکى است و آن رساندن بشر به بلوغ روحانى و معنوى او است.

حال زمان ما زمانی است که انسان بمرحله بلوغ وارد گشته و وحدت خاندان بشری و بنای جامعه‌ای جهانی و صلح عمومی امکان پذير شده است. برای وصول به هدف وحدت عالم انسانی از جمله تعاليمی که امر بهائی ترويج ميکند عبارت است از:

•     ترک جميع تعصّبات

•     تساوى جميع حقوق و امکانات براى زن و مرد

•     اعتقاد به وحدت اديان و باينکه حقائق دينى نسبى هستند نه مطلق

•     تعديل معيشت و از ميان بردن افراط و تفريط در فقر و ثروت

•     تعليم و تربيت عمومى جهانى

•     تحرّى حقيقت يعنى هر کس خود بايد بجستجوى حقيقت پردازد و از تقليد دست بردارد

•     ايجاد جامعه متّحدالمنافع جهانى

•     دين بايد با علم و عقل مطابق باشد

 

 

 

امر بـهائی جوانترين دين از اديان مستقلّ جهان است و تجديد دين از اصول اين آئين است زيرا در هر زمان مقتضيّات جامعه بشری تغيير ميپذيرد و در هر عصری دينی جديد موافق با مقتضيّات جهان و نيازمندی جهانيان ظاهر ميگردد. بـهائيان معتقدند که حضرت بـهاءالله، بنيانگذار امر بـهائی (۱۸۱۷- ۱۸۹۲) جديدترين فرستاده الهی در سلسله پيامبران پيشين چون حضرت ابراهيم، موسی و بودا و زردشت و مسيح و بالاخره حضرت محمّد است و رسالتش برای ايجاد تمدّنی جديد و جهانی است که بشر در اين زمان بدان نيازمند است.

 

محور تعاليم پيام بـهائی وحدت عالم انسانی است يعنی وقت آن آمده است که بشر از هر قوم و نژادی به يگانگی رسند و همه در ظلّ يک جامعه جهانی درآيند. حضرت بـهاءالله فرموده است که خداوند بيمانند نيروهائی را در جهان بکار گماشته است تا آنچه را که بر حسب سنّتهای پيشين سبب جدائی و اختلاف ميان اقوام و طبقات و اديان و ملل عالم گشته است از ميان بردارد و مهمترين کاری که امروز بشر بايد بآن پردازد وحدت عالم انسانی و تلاش و کوشش در راه اتّحاد و اتّفاق اهل عالم است.

يکى از اهداف و مقاصد دين بـهائی بذل و همّت و مساعدت در اين مسير است. از اين روی امر بـهائی جامعه‌ای جهانی مرکّب از قريب به ۵ ميليون نفر از اکثر ملل و نژادها و فرهنگهای جهان بوجود آورده و تعاليم حضرت بـهاءالله را در آن جامعه تجسّم بخشيده است. آزمايشی که بهائيان در اين راه کرده‌اند سبب تشويق کسانی است که از همان راه ميپويند و نوع انسان را اعضاء يک خاندان و کره زمين را يک وطن ميدانند.

Webcast Archive

The Mount Carmel Terraces: Official Opening Ceremony In Persian

Speed

256 K & up

Speed

28 to 100 K

Program Length

Program Topic

Watch

Watch

30 Minutes

 Payam-e-Doost Radio Introduction

Watch

Watch

29 Minutes

Live From Mt. Carmel: Background Information & History of the Terraces

Watch

Watch

13 Minutes

Live From Mt. Carmel: Mayor of Haifa & Opening Ceremony Music

Watch

Watch

21 Minutes

Live From Mt. Carmel: First Concert  Queen of Carmel

Watch

Watch

8 Minutes

Live From Mt. Carmel: Message of the Universal House of Justice

Watch

Watch

44 Minutes

Live From Mt. Carmel: Second Concert, Tablet of Carmel

Watch

Watch

29 Minutes

Post Ceremony Report:

Interview: Prof. Bushrui, Director of Baha'i Peace Chair at University of Maryland, USA

Interview:

  Lasse Thoresen & Talib Shahidi

Watch

Watch

3 Minutes

Interview: Hussein Amanat, Architect of the Baha'i Administration Buildings on Mt Carmel

Watch

Watch

3 Minutes

Interview: Jack Lenz, Ceremony's Director of Music

Watch

Watch

7 Minutes

Music Video by Ahdieh

+ نوشته شده در  Wed 12 Jul 2006ساعت 10:24 بعد از ظهر  توسط رخساره  | 

غم هم اگر ترکم کند      تنهای تنها می شوم

تاحالا دل تنگ کسي شدي؟

 اصلا ميدوني دلتنگي چيه؟

 اونم از بدترين نوعش؟

 بزرگترين دلتنگي اينه که بدوني اوني که دوسش داري

 هيچوقت ماله تو نميشه.

 اينه که بدوني يه روزي ازکسي که دوسش داري بايد

 جدا بشي چه بخواي چه نخواي

هيچ كس اشكي براي ما نريخت

 هر كه با ما بود از ما مي گريخت

 چند روزي هست حالم ديدنيست

 حال من از اين و آن پرسيدنيست

 گاه بر روي زمين زل مي زنم

 گاه بر حافظ تفاءل مي زنم

 حافظ ديوانه فالم را گرفت

 يك غزل آمد كه حالم را گرفت:

 ما زياران چشم ياري داشتيم

 خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم

 

توی تقویم می نویسم تا بمونه یادگاری

روز تلخ عاشقی مون گفتی که دوستم نداری 

می چکه قطره ی اشکم روی این جمله آخر 

حتی این قلم نداره این شکست تلخ را باور

می گذره ماهی و سالی اما باز پر از غروبم 
 
هر کی حالم و می پرسه به  دروغ میگم که خوبم 

نه می خوام کسی بفهمه با پریدنت شکستم
 
رفتی و تنهای تنها با خیال تو نشستم

تو تقویم می نویسم رفت اونی که عاشقم کرد

 دیگه خورشیدی ندارم واسه این روزهای دلسرد

ولی تو ، تویی که رفتی حرمت عشق و شکستی 
 
روی التماس چشمام، چشمای نازتا بستی

تقویم از اسم تو پر شد اما  جات خالی اینجا  

منم و خاطره ی تو منم و قصه فردا

 

 

گفتمش: دل مي‏خري؟!

پرسيد چند؟!

گفتمش: دل مال تو، تنها بخند

خنده کرد و دل ز دستانم ربود

تا به خود باز آمدم او رفته بود

دل ز دستش روي خاک افتاده بود

جاي پايش روي دل جا مانده بود

خوب رويان جهان رحم ندارد دلشان

بايد از جان گذرد هر كه شود همدمشان

روزي كه سرشتند ز گِل پيكرشان

سنگي اندر گِلشان بود و همان شد دلشان

ديگه باورم شده تنها شدم

هيچكي نيست دست توي دستام بذاره

آرزومه که دوباره بتونم سر روی شونت بذارم

اما تو رفتي و برنمي گردي مي دونم

خواستي كه فراموشت كنم ولی

اينو از دلم نخواه نمي تونم

مي دوني تنها شدن حقم نبود

مني كه هميشه عاشقت بودم